صفحه نخست | سخن سبز | در باره مسجد | فعالیت ها | برنامه ها | حماسه حضور | نخبگان | حامیان | پرسش و پاسخ | نوا و نما | پیوندها | ارتباط با ما

 

 

زندگی نامه حضرت امام جواد علیه السلام

اسم شریف آن حضرت محمد و کنیه ی مشهور ایشان ابوجعفر و القاب شریفش تقی و جواد است. مختار ، منتجب، مرتضی، قانع،عالم و غیر اینها نیز گفته شده.
گذشته از اين امام علیه السلام در بين شيعه و سني به باب المراد نيزشهرت دارند.
مادر مکرمه ی ایشان ام ولدی بود که او را سبیکه می گفتند . حضرت رضا علیه السلام او را خَیزُران نامید.

در منتهی الامال آمده که چون امام محمد تقی علیه السلام متولد شد، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: حق تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه است به موسی بن عمران علیه السلام، که دریاها را می شکافت. نظیر عیسی بن مریم علیه السلام است که حق تعالی مقدس و مطهر گردانیده بود مادر او را و طاهر و مطهر افریده شده بود. پس حضرت فرمود: این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد . بر او خواهند گریست اهل آسمان ها . حق تعالی غضب خواهد کرد بر دشمن کشنده و ستم کننده بر او. بعد از قتل او از زندگانی بهره نخواهد برد و به زودی به عذاب الهی واصل خواهد شد.

علامه مجلسی و دیگران فرموده اند که سن شریف حضرت جواد علیه السلام در وقت شهادت پدر بزرگوارش نه سال و بعضی هفت سال نیز گفته اند. در آن هنگام ایشان در مدینه حضور داشتند. بعضی از شیعیان به دلیل کمی سن ایشان در امامتشان تاملی داشتند، تا آنکه علما، افاضل، اشراف و اماثل شیعه از اطراف جهان متوجه حج گردیدند. بعد از فراغت از مناسک حج، به خدمت آن حضرت رسیدند . از وفور مشاهده ی معجزات، کرامات، علوم و کمالات، اقرار به امامت آن منبع سعادات نمودند و زنگ شک و شبهه از آیینه ی خاطرهای خود زدودند.

ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا علیه السلام تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220) شرايط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرايط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زيركترين و عالم ترين خليفه عباسي قرار داشت .

 مامون كه در سال 204 هجري وارد بغداد شد امام جواد علیه السلام را كه بنا بر برخي از روايات سن مباركشان در اين دوران10 سال بيش نبود از مدينه به بغداد فرا خواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا علیه السلام در خصوص امام جواد علیه السلام نيز استمرار داد .

ترس از علويان و محبت اهل بيت در دل مسلمانان از يك سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا علیه السلام در جهان اسلام از سوي ديگر، وي را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خويش ام الفضل، ضمن تبرئه خويش و استمرار حركت عوامفريبانه در دوست داشتن اهل بيت، پايه هاي حكومت خويش را مستحكم سازد .

اين حركت مامون چون سپردن ولايتعهدي به امام رضا علیه السلام ، مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درايت حضرت جواد علیه السلام در همان سن آنانرا به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت. امام جواد علیه السلام شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اينرو با پذيرش ازدواج با ام الفضل نقشه پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ذهن مامون زدود.

حضرت علیه السلام كه به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشت و تا سال شهادت خويش در آنجا مقيم شد .

نامه هاي ام الفضل به پدر خويش مبني بر عدم توجه امام جواد علیه السلام به وي، بيانگر اجباري بودن ازدواج وي با ام الفضل و نداشتن فرزندي از ام الفضل از امام جواد (ع) پرده از هوشمندي امام (ع) برمي دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنيا آمدن فرزندي از ام الفضل وي را به عنوان يكي از فرزندان رسول خدا (ص) در بين شيعيان، محور حركتهاي آينده خود و بني عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسير حركت به سوي جنگ تا روم درگذشت . علي رغم تمايل سپاه و سران بني عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابو اسحاق معتصم بيعت كرد .

معتصم هشتمين خليفه عباسي پس از ورود به بغداد، امام جواد علیه السلام را از مدينه به بغداد فرا خواند .

حضرت در سال 218 پس از معرفي امام هادي علیه السلام به جانشيني خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .

در اين سفر حضرت با شخصيتي متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي. معتصم كه مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت، موضعگيري متضاد با اهل بيت خود را در بين مردم آشكار ساخت .

امام عليه السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت. از اينرو شرايط امام جواد به گونه اي شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمي ، امامت خود را به ديگران به اثبات مي رساند .

دوران كوتاه امامت حضرت امام جواد علیه السلام ومحدوديت شديد وي از سوي دستگاه حكومتي وقت ،هرگزمانع آن نشد كه حضرت در كنار نشر و تبليغ مكتب تشيع با شيوه هاي گوناگون ،در جو اختناق وحصارها و نيروهاي امنيتي بني عباس به تربيت شاگردان وياران خويش نپردازد.

پاسخ گويي به هزار مسئله در يك جلسه ونيز نشست و پرسش و پاسخ حضرت با حضور هشتاد تن از بزرگان وعالمان تشيع ،بيانگر آن است كه در اين عصر كمتر عالم ومحدث بزرگ شيعي يافت مي شود كه محضر پر فيض اين امام همام را درك نكرده باشد.

وجود شخصيتها وراويان بزرگ تشيع چون عبدالعظيم حسني،محمد ابن ابي عمير،زكريابن آدم،فضل ابن شاذان و ... نشان از استمرار حركت علمي حضرت امام جواد علیه السلام در عصر پرآشوب خود دارد .

عبدالحسين شبستري در كتاب سبل الرشاد نام 192 تن از ياران ، شاگردان وراويان امام جواد علیه السلام را با ذكر منبع وماخذ بيان مي كند.

امام جواد علیه السلام در طول زندگي پربار اما كوتاه خويش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتي در سخت ترين شرايط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكين كرامت اهل بيت را به اثبات رساند. وي اين سيره خويش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا علیه السلام در يكي از نامه هاي خود به حضرت جواد علیه السلام مي نويسد :

"
به من خبر رسيده است كه ملازمان تو ، هنگامي كه سوار مي شوي از روي بخل تو را از در كوچك بيرون مي برند تا از تو خيري به كسي نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند مي دهم كه از درب بزرگ بيرون آيي و به همراه خود زر و سيم داشته باش تا به نيازمندان و محتاجان عطا كني. "

و اين آغاز يك حركت مردمي ، معنوي و انساني بود كه به استحكام پايگاه مردمي حضرت منجر شد و دستگاه بني عباس را از نام " جواد " به معناي بخشنده به هراس وا داشت .

شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد علیه السلام با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد علیه السلام در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد و آنان را برای به شهادت رسانیدن آن حضرت مصمم نمود.

تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد علیه السلام اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد علیه السلام يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.

بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت ، بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.

و سرانجام امام نهم شیعیان را به جرم هدایتگری ، مظلومانه به سم کینه و حسد به شهادت رساندند.

ابن ابي ثلج بغدادي و محمد بن يعقوب كليني روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذيقعده سال 220هجري قمري  و محمد بن حرير بن رستم طبري سه شنبه پنجم ذيحجه سال 220 هجري دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند .

علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال  220هجري  را روز شهادت امام جواد بر مي شمارند.


پيشگويي حضرت رضا علیه السلام در مورد قاتلان حضرت جواد علیه السلام عملي شد و جعفر بن ماُمون كه تحريك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهاي پس از شهادت امام جواد علیه السلام در چاهي افتاد و بر اثر ضربه اي كه بر سرش خورد دچار جنون گرديد و بقيه عمرش را با ديوانگي و جنون به سر برد .
معتصم عباسي كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بيش از شش سال ديگر حكومتش دوام نيافت .
اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكي بود كه حضرت امام جواد علیه السلام قبل از شهادت براي او ترسيم كرده بود،دچار شدن به بيماري كه وي از گفتنش نيز اكراه داشت .وي تمام دارايي هاي خويش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستي جان خود را از دست داد.